اول اولش - بانوی سراچه
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
























بانوی سراچه

یک باب وبلاگ دو دهنه با سرقفلی و مالکیت با تمام اجناس موجود در آرشیو ببخشید انبار! و تمام حرف های نزده به فروش میرسد
نوشته شده در چهارشنبه 88/2/9ساعت 8:25 عصر توسط دها نظرات ( ) |

وقتی گردن بکشی و سری به دنیای پیرامون بزنی کمی از دنیای خودت دور میشی و چیزهای زیادی میبینی و می شنوی. طبعا بعد از چنین رخدادی مطالب و سوژه های زیادی مغزت رو روشن میکنه ولی دریغ از زمان مناسبی که بتونی همه رو بازگو کنی. مجازی و حقیقی هم از این قاعده ‍، لا مستثنا!
چیزهای کوچکی در زندگی رخ میده که برای من خیلی عجیبه .مثلا پارسال (87) چند بار در فواصل مختلف زمانی موقع نوشتن تاریخ در گوشه ی سمت چپ بالای کاغذ نوشتم : ../../ 85  .خودم از تعجب خنده م گرفته بود که هنوز دو سال عقبم ، خب این در حالی بود که اوایل هر سال تا چند وقت تاریخ سال قبل میاد سر زبونم ولی درستش رو مینویسم و باز این در حالی بود که امسال (88) اصلا این اشتباه رو نکردم و از اولین تاریخی که نوشتم درست کار کردم.خب اینا اصلا موضوعاتی نیست که نیاز باشه در یک مکان عمومی بیان بشه ولی به عنوان مقدمه ای واسه سلام و عرض تبریک سال نو پر از خلاقیته!
به خبری برخوردم که خیلی خوشحالم کرد ولی اصل خبر رو حالا نمیگم. دیشب توی اخبار نشون داد که اقای شاهرودی سری به چند دادگاه زده بودند و با مردم صحبت میکردند .گزارش مفصلی بود و در آخر گزارشگر 3 دلیل عمده ی مراجعه مردم به دادگاه ها رو به صورت تیتر نوشت :
-گرفتن مهریه و نفقه
-طلاق
-گرفتن حضانت فرزندان
خب همه ی اینها جای تامل داره وقتی که کانون همه ی این مشکلات خانواده ست. و در راس اینها یک زن و یک مرد قرار داره که گاهی لفظ پدر و مادر بر اونها اطلاق میشه و گاهی هم زن و شوهر.
مشاوری میگفت: 60 % از آمار رسمی طلاق ها به خاطر عدم ارتباط جنسی همسران هست و این یعنی فاجعه! متاسفانه در کشور ما مرجع رسمی آموزش چنین مسائلی برای متاهلین وجود نداره و خیلی از خانواده ها بدون اطلاع و آگاهی شکل میگیره . چند وقت پیش زن و شوهری به دلیل بچه دار نشدن در آستانه طلاق قرار گرفتن که نهایتا معلوم شد در این 6-7 سال زندگی ارتباط صحیحی نداشتن.  یکی از آفت های این قبیل نارسایی های اطلاعاتی جذب شدن افراد به سایت ها ، فیلم ها ، مجله ها ، داستان ها و... مستهجن و غیر اخلاقیه. که مذهبی و غیر مذهبی از این قاعده ، لا مستثنا! و چه زندگی های قشنگی که به خاطر اعتیاد یکی از زوجین به این عکس ها و فیلم ها و در آخر منجر شدن به تمایلات جنسی مهار نشدنی و بووووق و تمام.
گرچه کاستی های خانواده ها و رسانه در زمینه ی آماده سازی فرزندان  با شیوه اصولی و صد البته با رعایت حریم ها و موازین شرعی کم نیست اما از شنیدن این خبر مشعوف شدم :


نوشته شده در چهارشنبه 88/1/19ساعت 4:16 عصر توسط دها نظرات ( ) |

در آستانه سال جدید کار های زیادی از انباری خارج میشه که باید به اونا رسیدگی کرد و اگر در بین تمام این شلوغی ها مسافرتهایی هم ترتیب داده بشه قاعدتا وقتی برای برخی کار ها نمی مونه.قرار بود به دعوت یک شهروند درجه دو درباره روزی بنویسم که به اون مباهات میکنم .همیشه روزهای متفاوت به یاد ماندنی اند و این متفاوت بودن گستره ی وسیعی داره ، یعنی یک روز پر کار و شلوغ به اندازه ی یک گردش کوتاه و به اندازه ی یک مهمانی خوب متفاوتند . تا بیست روز پیش فکر میکردم بهترین روز سالم در بین تمام روز های متفاوت همان روز بود که برای یک جمع دویست نفری کنفرانسی ارائه کردم و در آخر با رضایتمندی تمام هم من و هم مدعوین جلسه رو ترک کردیم ‍‍،تا اینکه بیست روز پیش در حال عبور از یک کوچه به پیر زنی قد خمیده و مستاصل برخوردم و جلوی او ایستادم و تا مقصدش او را رساندم. در تمام طول مسیر یک بند تشکر میکرد و دعای خیر ؛اینقدر زیاد که دیگه شرمنده شده بودم .و در آخر با رضایتمندی تمام هم من و هم او از هم جدا شدیم.
در تمام یک سال گذشته فقط به همان یک شب می بالم.


پ.ن : سال نو مبارک.
تا بعد از پانزده فروردین !
بال ش یعنی بالیدن!!
نوشته شده در پنج شنبه 87/12/29ساعت 12:20 عصر توسط دها نظرات ( ) |

به پاسداشت دهه فجر : یک شهروند درجه دو خواسته بودن که خاطره ای درباره دهه فجر و دوران مدرسه بنویسم ولی تا امروز فرصت نکردم و حالا قضا شو به جا میارم :

 

وقتی یک دانش آموز تمام سال تحصیلی رو در دودر کردن کلاس های بیخود سپری کنه بهترین و شیرین ترین خاطره ش از دهه های فجر میشه : تعطیلی کلاس ها بی دردسر و با موافقت اولیای مدرسه!!
خاطره ام تموم شد .  

 


نوشته شده در شنبه 87/12/17ساعت 8:39 عصر توسط دها نظرات ( ) |

امسال که کمی فقط کمی از سال گذشته ام بزرگ تر شده ام از شب تاسوعا فکر کمی بزرگتر شده ام ‍، مشغول است و گرفتار!
خیلی به این فکر میکنم که اگر در کاروان کربلاییان ، چه حسینی و چه یزیدی بودم کدام مسیر را انتخاب میکردم ؟ و نتیجه ام این است که صد البته   حسین . . .
و خیلی به این فکر میکنم  اگر شب تاسوعا که حضرت یارانشون رو جمع کردند و فرمودند : «شما فردا قطعا کشته خواهید شد و در بهشت یکدیگر را ملاقات می کنید .همین که تا کنون مانده اید کفایت است و خدا از شما راضی ست و من. هر که میخواهد از تاریکی شب استفاده کند و به خانواده اش برسد »

من می ماندم یا می رفتم؟ و صد البته که میرفتم. . .


پ.ن: خدایا من از جواب سوالهام می ترسم.
امام حسن عسکری در 5 نشانه ای که برای مسلمان شیعه بر می شمرند یکی را خواندن زیارت اربعین میدانند. 


نوشته شده در دوشنبه 87/11/28ساعت 12:13 صبح توسط دها نظرات ( ) |

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

Design By : Pichak

Archive

Links

Specific

Design

دها
چند صباحی ست که بانوی این خانه نقلی هستم.هم اینک دانشجوی مرز و بومم نیز ام.و امیدم بر این است که بنده هم باشم.

Menu

Others